السيد الطباطبائي

163

مجموعه رسائل ( فارسى )

« . . . سلسله توالد و تناسل بشرى با اتصال به آدم و زوجه‌اش قطع مىشود و اين دو نفر از زمين و بدون پدر و مادر تكوين يافته‌اند . . . . » و سپس تصريح فرموده‌اند : « . . . ظاهر آيات قرآن دلالت بر همين صورت اخير دارد كه نسل حاضر بشرى به آدم و زوجه‌اش كه متكون از زمين و از غير از پدر و مادر هستند ، منتهى مىشود . » اگر تصريح اخير آقاى طباطبائى نمىبود ، نقل قول در سطور اول و دوم صفحه 270 هم مثل اقوال منقول در صفحه قبل جوابى نمىداشت ، ولى با تأييدى كه فرموده‌اند بايد در تعقيب آنچه در شماره 1 همين يادداشت‌ها ذكر شده است و در تكرار آن تأكيد كنيم كه در تمام قرآن آيه و يا جمله و يا كلمه‌اى ، در بيان آن كه زوجه آدم چگونه خلق شده است ؟ وجود ندارد و راجع به خود آدم هم با آن كه در چندين جا در قرآن تذكراتى راجع به وى شده است ، مع‌ذلك آيه و يا جمله‌اى ديده نمىشود كه مبين پيدايش مستقيم و بلافاصله او ، از خاك و گل باشد و بنابراين ، گفتار آن كه « ظاهر آيات قرآن دلالت بر تكوين بىواسطه آدم و زوجه‌اش از خاك و زمين دارد » گفتار استوارى نمىباشد . 5 . علامه در صفحه 270 چنين مرقوم فرموده‌اند : « . . . آيات قرآنى ، چگونگى خلقت آدم را از زمين بيان نداشته است و معلوم نيست كه آيا در خلقت انسان علل و عوامل خارق‌العاده‌اى وجود داشته ؟ و آيا آفرينش او از جانب خداوند آنى و بدون مهلت بوده ، يعنى جسم او مستقيماً از گل ساخته شده و سپس داراى روح انسانى گرديده و يا انسان كامل نتيجه تبديل‌هايى است كه در طول ازمنه با ظهور استعدادى بعد از استعداد ديگر و صورتى بعد از صورت ديگر ، پديد آمده است ؟ . . . . » بلى در قرآن هيچ قيد وتصريحى كه خلقت آدم تحت علل و عوامل خارق‌العاده و يا خلقت آنى از گل و . . . صورت گرفته باشد وجود ندارد ، اما اگر آقاى طباطبائى بگويند كه در قرآن راجع به تبديل و تغييرهاى تدريجى تحت ربوبيت الهى كه منجر به پيدايش انسان و آمادگى تدريجى او براى دريافت نفحه‌اى از روح الهى - آدم ذى علم و مسجود ملائك - بيانى وجود ندارد جاى تعجب خواهد بود ، اگر چنين است